عتیق رحیمی، نویسنده افغان: در مهاجرت، با زبان‌، فرهنگ و ذهنیت جدید آشنا می‌شویم

0
83

«آب‌کش‌ها» عنوان رمان جدید عتیق رحیمی، نویسنده و فیلمساز افغان است که به تازگی در پاریس به چاپ رسیده‌است. گفتگویی به مناسبت انتشار این رمان و برای گفتگو در مورد وضعیت پناهجویان افغان در فرانسه.

آقای رحیمی، مهاجرت چه جایگاهی در آثار شما و به خصوص در رمان «آب‌کش‌ها» که به تازگی در پاریس به چاپ رسیده‌است، دارد ؟

من خودم از مدت‌ها به این سو مهاجر هستم. تقریباً از سال ۱۹۸۵ تا کنون در آوارگی به سر می‌برم. بنابر این ذهنم، روانم، وجودم تشکیل شده از هجرت. و از این گذشته، تمام بشریت از بدو پیدایش از نگاه مذهبی، علمی، تاریخی، جغرافیایی محکوم است به هجرت. به عبارت دیگر، انسان در هجرت به دنیا می‌آید، در هجرت زندگی می‌کند و در هجرت از دنیا می‌رود.

وضعیت مهاجران همیشه در حال تغییر است. شخصیت‌های داستان‌های شما به و خصوص شخصیت اصلی داستان «آب‌کش‌ها‌» چه برخوردی با پدیده مهاجرت دارند؟

اگر نگاهی داشته باشیم به کار‌های من، یعنی از انتشار داستان «خاکستر و خاک» تا کنون، می‌بینیم که این آثار زندگی مرا تعقیب می‌کنند. در کتاب جدیدم «آب‌کش‌ها»، شخصیت اصلی “توم” نام دارد. البته نام فارسی تام تمیم است و هنگامی که ملیت فرانسوی را به دست می‌آورد اسم خود را تغییر می‌دهد. این انتخاب تمیم دلیلی هم دارد چونکه اگر توم را به صورت برعکس بنویسم، در زبان فرانسه واژه «مو» به دست می‌آید که «کلمه» معنی می‌دهد. توم یک فرد تحصیل‌کرده است که با کلمات زندگی می‌کند، احساسات خود را با کلمات بیان می‌کند و در مهاجرت واژه «کلمه» معنی خاصی برایش دارد. این مهاجر افغان در فرانسه درس خوانده و پس از ۲۵ سال مهاجرت دچار حس عجیبی می‌شود. از همسر و خانواده خود فاصله می‌گیرد و عاشق دختری می‌شود که در آمستردام زندگی می‌کند. توم مهاجرت را با ترک افغانستان، تغییر نام خود، فاصله از خانواده و رفتن به آمستردام بار‌ها تجربه می‌کند. من در این کتاب سعی کرده‌ام که ابعاد مختلف مهاجرت را، به خصوص بعدی که مربوط به بخش عاشقانه زندگی است به رشته تحریر درآورم. یعنی خواسته‌ام نشان بدهم که هجرت درونی‌ترین احساسات ما را تغییر می‌دهد و می‌تواند هویت دیگری به این احساسات بدهد.

«آب‌کش‌ها» آخرین داستان عتیق رحیمی. عکس از: سایت انتشارات گالیمار.

 

شما از سال ۲۰۰۸ به این طرف فقط به زبان فرانسوی می‌نویسید، اما موضوع اصلی داستان‌های تان افغانستان و افغان‌ها است. ممکن است در این باره کمی صحبت کنید؟    

این که من از سال به این سو به زبان فرانسه می‌نویسم دلایل بی‌شمار دارد و من بار‌ها در باره این چون و چرا‌ها صحبت کرده‌ام. پس از انتشار سومین کتابم «بازگشت تصوری» که توسط سابرینا نوری ترجمه شده، مترجمی برای کار‌های جدیدم پیدا نکردم و خانم نوری هم به آمریکا رفت و نخواست کار ترجمه را ادامه بدهد. خلاصه، من ماندم و قصه‌های که برای گفتن و نوشتن داشتم. و مهمتر از همه این‌که وقتی که خواستم داستان «سنگ صبور» را بنویسم، اولین جمله این کتاب به زبان فرانسه بیرون آمد. چرا؟ نمی‌دانم. علاوه بر این‌ها، من احساس می‌کنم که زبان فارسی من در مقایسه با نویسندگان نسل جدید خسته و کهنه شده‌است.

مهاجرت چه تاثیری روی ادبیات فارسی افغانستان داشته‌است؟

بدون شک مهاجرت تاثیرات مثبت بی‌شماری روی ادبیات فارسی افغانستان داشته‌ است.  نخست این‌ که نویسندهای جوان و زبر دست در افغانستان به وجود آمده. مهاجرت، شرایط سیاسی و اجتماعی افغانستان در این مدت، توجه نویسندهای نسل نو را به بیرون از افغانستان کشانده و این موضوع را می‌شود در آثار آن‌ها دید. به عبارت دیگر، نویسندهای نسل جدید در افغانستان نگاه نو به ادبیات دارند. تعداد نویسندهای افغان نیز نسبت به گذشته افزایش یافته، در داخل افغانستان و در بیرون از کشور. من فکر می‌کنم که مهاجرت نه تنها روی ادبیات فارسی افغانستان بلکه فراتر از آن هم تاثیر گذار بوده‌است.

شما در سال ۲۰۰۹ از اردوگاه شهر کاله در شمال فرانسه بازدید کردید. از آن زمان تا حالا چه تغییری در وضعیت مهاجران افغان و سایر مهاجران به وجود آمده ؟

بله، من آخرین بار در سال ۲۰۰۹ کاله رفتم و تعدادی از مهاجران افغان را از نزدیک دیدم. سال ۲۰۰۹ آغاز بحران مهاجرت افغان‌ها بود و این بحران متاسفانه هنوز هم ادامه دارد. در آن زمان من راه‌حل هایی پیش‌نهاد کردم و به تعدادی از مهاجران افغان در کاله کمک کردم. اما امروز این بحران فراگیر شده و نه تنها در سرتاسر فرانسه بلکه در تمام اروپا دیده می‌شود. بنابر این‌، تغییر اصلی می‌تواند فراگیر شدن بحران مهاجرت باشد.

در سال ۲۰۱۰ شما در یک فراخوان از دولت فرانسه خواستید که به وضعیت مهاجران افغان در پاریس رسیدگی کند. به نظر می رسد که وضعیت بسیار بدتر شده است. چرا؟

من با چندین انجمن کمک به مهاجران در ارتباط هستم و می‌دانم که وضعیت مهاجران در پاریس غم‌انگیز است. در پاریس وضعیت نه تنها برای مهاجران افغان بلکه برای تمام مهاجران مشکل شده‌است. بدبختانه، وضعیت دنیا در کل خراب شده‌است. وضعیت مهاجرین در فرانسه هم با وضعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی خود فرانسه، اروپا و حتی کل دنیا  رابطه مستقیم دارد و این رابطه‌‌ها ناگسستنی هستند.

اگر بسیار خوشبینانه به افغانستان امروز نگاه کنیم و بگوییم که ممکن است جنگ روزی به پایان برسد، تجربه مهاجرت چه چیزی را ممکن است در افغانستان فردا تغییر بدهد؟

مهاجرت بی‌نهایت روی افغانستان فردا  تاثیرگذار خواهد بود. اگر نگاهی به افغانستان امروز بیندازیم می‌بینیم که افغان‌هایی که مهاجرت را در ایران و پاکستان تجربه کرده‌اند و امروز برگشته‌اند به افغانستان، کار‌های فرهنگی چشم‌گیری را انجام می‌دهند. وقتی کشور خود را ترک می‌کنیم، در کشور دیگر با زبان‌، فرهنگ و ذهنیت جدید آشنا می‌شویم. بنا بر این واضح است که وقتی به کشور خود، به فرهنگ و زبان خود دوباره بر می‌گردیم، تمام آن‌چه را که در خارج از افغانستان به دست آورده‌ایم وارد فرهنگ خود می‌سازیم. ممکن است این کار را به صورت آگاهانه انجام دهیم و یا حتی به صورت ناآگاهانه. به عبارت دیگر، تاثیر مهاجرت روی افغانستان فردا اجتناب ناپذیر است.

آیا نگاه شما به موضوع مهاجرت از سال ۱۹۸۵ تا کنون تغییر کرده‌است؟

بله، من افغانستان را در زمان «جنگ سرد»، جنگ افغانستان و اتحاد جماهیر شوری سابق ترک کردم. در آن زمان دنیای غرب پشتیبان مهاجران افغان بود. در آن زمان از مهاجران افغان به خوبی پذیرایی به عمل می‌آمد. من به یاد دارم هنگامی که خودم به پاکستان رسیدم، کارمندان سفارت‌های کشور‌های غربی ــ مانند آمریکای شمالی، فرانسه، آلمان، انگلستان و غیره ــ به کمپ‌های مهاجران می‌آمدند و از مهاجران افغان دعوت می‌کردند که به اروپا و امریکا بروند. و وقتی که افغان‌های به اروپا و امریکا می‌رسیدند از آن‌ها به خوبی پذیرایی می‌کردند. متاسفانه، پس از فروپاشی دیوار برلین، شکست کمونیسم و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، وضعیت مهاجران افغان به کلی تغییر کرد. با به قدرت رسیدن طالبان تصویر جدیدی از افغانستان به جهانیان نشان داده شد و این موضوع هم به بدتر شدن وضعیت مهاجران افزود. افزون بر این‌ها، مهاجرت امروز تبدیل به یک بحران جهانی شده و مهاجران افغان هم مانند مهاجران کشور‌های دیگر با مشکلاتی روبه‌رو هستند.

****

آثار عتیق رحیمی:

خاکستر و خاک، ۲۰۰۰

هزار خانه خواب و اختناق، ۲۰۰۲

بازگشت تصوری، ۲۰۰۵

سنگ صبور، ۲۰۰۸ (برنده جایزه معتبر «گنکور»)

لعنت به داستایفسکی، ۲۰۱۱

گردش قلم، ۲۰۱۵

آب‌کش‌ها، ۲۰۱۹

خروج از نظردهی

Please enter your comment!
Please enter your name here

26 − 25 =