«۵۶ هزار تن در راه مهاجرت یا جان باخته یا مفقود شده اند»

0
49

با افزایش میزان مهاجرت در سرتاسر جهان، میزان قربانیان و ناپدید شدگان نیز در میان آن ها رو به افزایش است. ده ها هزار تن از مهاجران در طول سفرشان جان می بازند و یا به سادگی ناپدید می شوند.

    

این مهاجران که نه به عنوان یک فرد زنده در جایی ثبت اند، بعد از مرگشان هم به ندرت پیش می آید که جایی ثبت شوند، گویا که آن ها هیچگاه وجود نداشته و زندگی نکرده اند.

شمار مهاجرانی که غرق می شوند، در بیابان جان می دهند و طعمه قاچاقبران می شوند رو به افزایش است. در حالی که خانواده های شان در انتظار خبری از سوی عزیزان مهاجرشان هستند، اجساد بی نام و نشان آن ها قبرستان ها را در ولایت گاوتنگ افریقای جنوبی، شهر ساحلی جرجیس، ایتالیا، یونان یا لیبیا پر کرده اند.

یک محاسبه خبرگزاری اسوشیتدپرس نشان می دهد که بعد از سال ۲۰۱۴ بیش از ۵۶ هزار و ۸۰۰  مهاجر جان شان را از دست داده یا مفقود شده اند. این دوبرابر رقمی است که سازمان بین المللی مهاجرت به آن دست یافته است. این سازمان شمار کشته ها و مفقودشدگان را به تاریخ ۱ اکتبر بیش از ۲۸۵۰۰ تن اعلام کرد.

خبرگزاری اسوشیتدپرس با جمع آوری اطلاعات گروه های بین المللی، یادداشت های داکتران طب عدلی، گزارش ها راجع به اشخاص مفقودشده، لیست کشته شدگان و بررسی اطلاعاتی که از طریق هزاران مصاحبه با مهاجران به دست آمده است، به رقم ۵۶ هزار و ۸۰۰ تن دست یافته است.

محاسبه خبرگزاری اسوشیتدپرس هم کامل نیست. در بیابان های ریگی و یا در زیر دریاها اجسادی قرار دارند که کسی متوجه آن ها نشده است. از آن جایی که این اشخاص به طور غیرقانونی مهاجرت کرده اند، خانواده های آن ها برخی اوقات خبر گم شدنشان را به هیچ جا اطلاع نمی دهند، یا که این اشخاص خانواده های شان را ترک کرده اند، بدون این که دقیقا بگویند به کجا می روند.

این خانواده ها میان سوگواری و امیدواری گیر مانده اند، مانند خانواده صفی البحری در تونس. پسر این خانواده، مجدی بارهومی، به تاریخ هفتم ماه می سال ۲۰۱۱ شهر زادگاهش راس الجبل را در یک قایق کوچک با ده ها مهاجر دیگر به قصد اروپا ترک کرد.

این قایق غرق شد و از آن زمان خبری از بارهومی شنیده نشده است. با این وجود پدر و مادرش هنوز هم باور دارند که او زنده است. پدرش گفت: «من انتظار او را می کشم. من همیشه فکر می کنم که او پشت سر من است، در خانه، بازار، همه جا». او ادامه داد: «وقتی که من شب صدایی می شنوم، فکر می کنم که او برگشته است. وقتی که صدای موترسایکل را می شنوم، فکر می کنم پسرم برگشته است».

سازمان ملل شمار قربانیان در بحیره مدیترانه و اروپا را ثبت می کند، اما حتی این جا هم شماری از قربانیان از قلم می افتند.

جو سیاسی در اروپا و ایالات متحده امریکا علیه مهاجران است. در امریکا حکومت قصد دارد با کاروان مهاجرانی که از امریکای مرکزی راه این کشور را در پیش گرفته اند، به شدت برخورد کند.

در نتیجه این سختگیری ها، بودجه برای پروژه های ردیابی مهاجران به شدت در حال کاهش است.

به طور مثال، وقتی که در اپریل سال ۲۰۱۵، کشتی حامل مهاجران در ساحل ایتالیا غرق شد، ۸۰۰ تن جانشان را از دست دادند. کارشناسان ایتالیایی وعده دادند که این قربانیان را شناسایی کرده و خانواده های شان را پیدا کنند. اما بیش از سه سال از آن زمان گذشته و حکومت عوام گرای ایتالیایی بودجه ای را که به این منظور اختصاص یافته بود، قطع کرده است.

بیرون از اتحادیه اروپا اطلاعات راجع به قربانیان و مفقودشدگان در میان مهاجران حتی از این هم کمتر است. حتی در ایالات متحده هم که مهاجرت به یک مساله بسیار مهم تبدیل شده است، سیاستی یا تلاشی برای ثبت شمار قربانیان، شناسایی اجساد آن ها و مطلع کردن خانواده های شان وجود ندارد.

درباره شمار قربانیان در جنوب امریکا هم اطلاعات بسیار اندکی در دسترس است. در حالی که میزان مهاجرت از کشور ونزوئلا بسیار زیاد است و در آسیا هم که بیشترین میزان مهاجرت را دارد، اطلاعات بسیار اندکی در مورد قربانیان وجود دارد.

در نتیجه، حکومت ها میزان واقعی مرگ و میر در میان مهاجران را دست کم می گیرند، در حالی که مهاجرت در بیشتر نقاط جهان به یک مساله مهم سیاسی و اجتماعی تبدیل شده است.

صلیب سرخ می گوید که براساس گزارش های دریافت شده ۲۷۷۳ طفل در مسیر اروپا مفقود شده اند و اطفال مهاجر از گم شدن ۲۰۹۷ بزرگسال خبر داده اند.

Minderjährige Flüchtlinge vermisst in Europa (picture-alliance/dpa/H.P.Oczeret)صلیب سرخ می گوید که براساس گزارش های دریافت شده ۲۷۷۳ طفل در مسیر اروپا مفقود شده اند.

الماس و برادرش که هر دو از ولایت خوست افغانستان راه اروپا را در پیش گرفتند، جزو این فهرست نیستند. هنگامی که مادرش او و برادر ۱۱ ساله اش را از روی ناچاری از خانه شان به سوی سرنوشتی نامعلوم فرستاد، الماس ۱۴ سال داشت. مادرشان می خواست آن ها را از دست طالبان دور کند و به وسیله قاچاقبران به آلمان برساند.

اما هنگامی که پولیس مرزی ایران به سوی آنها شلیک کرد، برادر الماس به یک دره افتاد و بیهوش شد. از آن روز به بعد الماس برادرش را دیگر هیچگاه ندید. هنگامی که او با مادرش صحبت کرد، نتوانست این خبر را به او بدهد و فقط گفت که برادرش نمی تواند تیلفون کند، اما سلام می فرستد.

شماره تیلفون خانواده الماس در افغانستان دیگر کار نمی کند، طالبان قریه آن ها اشغال کرده اند و او نمی داند که خانواده را و یا برادرش را که چهار سال پیش گم کرد، چگونه پیدا کند.

او که حالا در یک قریه در فرانسه به سر می برد، وقتی راجع به این قضیه صحبت می کند چهره اش را اندوه و غم فرا می گیرد و می گوید: «خانواده ام هم نمی دانند که من کجا هستم».

 

این تصاویر مربوط به سال ۲۰۱۷ است.

خروج از نظردهی

Please enter your comment!
Please enter your name here

58 + = 61